تبليغاتX
دست نوشته های یک مدیر

دست نوشته های یک مدیر

ارزشمند ترین منبع سازمان

كمياب ترين و ارزشمندترين منابع در هر سازمان انسان هاي كارآمد هستند.

دراکر پیتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 18:48  توسط علی خدایی   | 

دوست تر دارم بیرسند!!!

کنجکاوی خود برای شناختن من را در این پرسش‌ها خلاصه می‌کند:

  1. چند سال دارم؟
  2. درآمدم چند دلار است؟
  3. ماشینم مدل چه سالی است؟
  4. خانه‌ام کجای شهر است؟
  5. مدرک تحصیلی‌ام چیست؟
  6. مدل دوربین‌ام چیست و آن‌را چند خریده‌ام؟
  7. دین و مذهبم چیست؟
  8. برنامه‌ام برای آینده چیست؟

ولی من دوست‌تر دارم که بخواهد بداند:

  1. چقدر مسئولیت‌پذیر هستم.
  2. دلارها را چطور و از چه راهی بدست می‌آورم.
  3. چطور در جاده‌ها و خیابان‌ها رانندگی می‌کنم.
  4. در گلدان‌های کنار پنجره چه گل‌هایی کاشته‌ام.
  5. چقدر قوای تحلیل و شعورم رشد کرده است.
  6. دنیا را چگونه می‌بینم و چگونه می‌توان دنیا را دقیق‌تر دید.
  7. در جهان‌بینی شخصی‌ام چقدر به انسان بودن بها می‌دهم.
  8. چه رویاهایی در سر دارم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 18:21  توسط علی خدایی   | 

خواب ریاضی

باز هم خواب ریاضی دیده ام                  خواب خط های موازی دیده ام

خواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوند         خنجر دیفرانسیل ام گشته کند

از سر هر جایگشتی می پرم                   دامن هر اتحادی میدرم

دست و پای بازه ها را بسته ام                از کمند منحنی ها رسته ام

شیب هر خط را به تندی می دوم              گوش هر ایگرگ پریم را می جوم

گاه خط ها را موازی می کنم                   با توان ها نقطه بازی می کنم

لشگر تمرین دارم بی شمار                     تیغی از فرمول دارم در کنار

ناگهان دیدم توابع مرده اند                     پاره خط ها،نقطه ها پژمرده اند

در ریاضی بحث انتگرال نیست                 صحبت از تبدیل و رادیکال نیست

کاروان جذر ها کوچیده اند                      استخوان کسر ها پوسیده اند

از لگ و بسط و نپر آثار نیست                 رد پایی از خط و بردار نیست

هیچ کس را زین مصیبت غم نبود              صفرصفرم هم دگر مبهم نبود

آری آری خواب افسون می کند                 عقده ها از سینه بیرون می کند

مردم از این ایکس و ایگرگ،داد داد           روز های بی ریاضی یاد باد!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:47  توسط علی خدایی   | 

سعه صدر

حضرت علی (ع) : ابزار مديريت سعه صدر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط علی خدایی   | 

آنچه که نداریم

انسان مجموعه اي از آنچه دارد نيست،

بلكه مجموعه اي است از آنچه ندارد، اما مي تواند بدست آورد.

ژان پل ساتر

شرح: انسان بايد تلاش كند تا نداشته ها را بدست آورد و در اين راه مشكلات زيادي را بايد متحمل شود. زيرا انسانيت واقعي زماني بدست مي آيد كه انسان مزه مشكلات را چشيده باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:33  توسط علی خدایی   | 

مرخصی اجباری

دو مدير در رابطه با چگونگي مقابله با مشكلات كاري خود با هم صحبت مي كردند.

اولي: من روش جديدي را از سال قبل شروع كرده ام و اصرار دارم هر كدام از كارمندانم هر سه ماه يكبار دست كم يك هفته به مرخصي اجباري برود.

دومي: دليل اين كار چيست؟

اولي: براي اينكه به اين ترتيب تشخيص بدهم بدون وجود كداميك از آنان مي توان كارها را سر و سامان داد!

نکته اخلاقی : اصرار مدیر در مرخصی رفتن شما دلیل بر علاقه شدید مدیر به شما است !!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:27  توسط علی خدایی   | 

رنگ آميزي جدول هاي خيابان

شركتي در مناقصه پروژه رنگ زدن جدول هاي خيابان هاي شهر برنده شد. مديريت شركت تصميم گرفت چند نفر را كه بالاترين توانايي را داشته باشند استخدام كند. بنابراين از داوطلبان آزموني به عمل آورد. در اين آزمون به هر داوطلب يك سطل رنگ و يك قلم مو داده شد و از آنها خواسته شد در زمان مشخصي هر تعداد جدول را كه مي توانند رنگ كنند. در بين داوطلبان كسي بود كه توانست 5 برابر ديگران جدول ها را رنگ بزند. مدير شركت با خوشحالي او را به همراه چند نفر ديگر استخدام كرد. روز اول همه چيز خوب پيش رفت. روز دوم متوجه شدند كارگر برتر نسبت به روز اول افت كاري داشته است. روز سوم تعداد جدول هايي كه كارگر برتر رنگ زد كمتر از كارگران معمولي بود.

در پايان روز، رئيس شركت با ناراحتي به كارگر برتر گفت: «تو آنگونه كه در آزمون وانمود كردي كار نمي كني، حتي از كارگران ديكر نيز كمتر كار مي كني.»

كارگر با قيافه حق به جانب گفت: «روز اول سطل رنگ كنارم بود، اما حالا من كجا و سطل رنگ كجا!»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:16  توسط علی خدایی   | 

رفتار مردم با ما

مردم در زندگي همان طور با ما رفتار مي كنند كه به آن ها ياد داده ايم با ما رفتار كنند.

you get treated in life the way you train people to treat you

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:15  توسط علی خدایی   | 

قدرت دانش

دانش قدرت است بويژه زمانيكه آن را با ديگران قسمت كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:13  توسط علی خدایی   | 

تا حالا شده آرزو کنيد که کاش شتر بوديد !!!

من بعد از خوندن اين نامه چنين آرزويي داشتم ! آهي که کشيدم و با حسرت گفتم خوش به حال شتران ! البته شتران اين نامه !


حيوانات را به دست چوپاني که خير خواه و مهربان ، امين و حافظ که نه سختگير باشد و نه ستمکار ، نه تند براند و نه حيواننات را خسته کند بسپار و به او سفارش کن :


بين شتر و نوزادش جدايي نيفکند ، وشير آنرا ندوشد تا به بچه اش زياني وارد نشود در سوار شدن بر شتران عدالت را رعايت کند و مراعات حال شتر خسته و زخمي(که سواري دادن براي او سخت است)را بنمايد . آنها را در سر راه به درون آب ببردو از جاده هايي که دو طرف آن علفزار است به جاده ء بي علف نکشاند و هر چند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند و هرگاه به آب و علفزار رسيد ، فرصت دهد تا علف خورند و آب بنوشند .


اين نامه25 نهج البلاغه از اميرالمؤمنين در زمان حکومتشان به يکي از ماموران مالياتي است!


کاش شتر بودم ولي در حکومت علي !


سنگ بودن در حکومت معصوم مي ارزد به تظاهر به آدميت در اين زمانه چرا که در خيال خام خويش مي انديشيم که انسانيم ولي نمي دانيم قلبمان در ظلمات اين زمانه از سنگ سخت تر شده !


چقدر اين گونه مهربانيها در اين زمانه غريب است حتي با آدمها چه برسد به حيوانات!


خداوندا زمين مهرباني را از ياد برده !


مهربانا! تشنه ايم و در عطش ظهور تجلي محبتت مي سوزيم !


اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 20:24  توسط علی خدایی   |